مَن از نَســــل لِـــــیلی ام…
مَن از جِنـــس شــــیرینَم…
مَن دُخــــــترم…
با تمام حساســـیت های دُخترانه ام…
با تَلنگری بارانـــی میشوم…
با جُـــــمله ای رام میشوم…
با کَلـــمه ای عــــــاشق میشوم…
با پُــــــشت کردنی ویــــــران میشوم…
به راحَتی وابَــــــسته میشوم…
با پیــــــروزی به اُوج میرسم…
هنوز هم با عروسَـــــــکهایم حَرف میزنَم…
هنوزم هَم برایِشان لـــالـــایی میخوانَم…
من دُخـــــترم…
پُر از راز…
هرگز مرا نَخواهی دانِــــست…
هرگز سَرچِشــمه اَشکــــــهایم را نمی یابی…
هرگز مرا نِمیفَــــهمی…
مَگر از نَـــــــسلم باشی…
مَگر از جِنــــسم باشی…

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 19:40 ] [ زینب ]

[ ]

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید.

موعد عروسی فرا رسید.

زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.

مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

بیست سال بعد از ازدواج آن زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.

همه تعجب کردند و علت را از او پرسیدند.

مرد گفت: “من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم”

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 13:36 ] [ زینب ]

[ ]

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز از آدامس هایش نمی خری. نخند!


ادامه مطلب

[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 13:6 ] [ زینب ]

[ ]

  
از کلاس اول خواندیم: آن مرد آمد؛ آن مرد با اسب آمد؛ما که ترشیدیم مرتیکه با خر هم نیامد و باز هم بابا نان داد!!              

[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 12:38 ] [ زینب ]

[ ]

افسران - هر اشتباهی پاک شدنی نیست

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 20:31 ] [ زینب ]

[ ]

 
ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ،
ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﺴﺘﻢ!
ﻣﺎﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﺭﻭﺯ ﺧﺎﻛﺴﭙﺎﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺧﺮﻣﺎﻫﺎ ﻛﻪ
ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮﺵ ﻧﺪﻩ، ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﯼ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪﯾﺪ
ﻫﺴﺘﻦ ﻛﻪ ﻣﯿﺮﯾﺰﻥ ﺭﻭ ﺧﺮﻣﺎﻫﺎ ﺩﺧﻠﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﺎﺭﻥ !
ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﻮﺗﻢ ﻛﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ،
ﻭ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺳﯿﺪ ﺑﺸﻮﯾﯿﺪ ﻛﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﺎﻧﺪ،
ﭼﻨﺘﺎ ﺳﯽ ﺩﯼ ﺯﯾﺮﻩ ﺗﺨﺘﻤﻪ ﻛﻪ ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺁﻫﻨﮕﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯ، ﻭﻟﯽ
ﮔﻮﻝ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺸﻦ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﺸﻜﻮﻧﯿﺪﺷﻮﻥ !!
ﯾﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﺸﺎﻟﻠﻪ ﺑﻤﯿﺮﯼ
ﻛﻪ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﻪ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﯿﺪ ﻣﻦ مردم!!

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 20:3 ] [ زینب ]

[ ]

سلام جمعه تولدمه......

 

تولدم مبارک...

 

چون یه چند روزی نیستم پستشو امروز گذاشتم...

 

 

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 13:58 ] [ زینب ]

[ ]

خدایا دلم بسان قبله نماست…
وقتی عقربه اش به سمت “تو” می ایستد آرام می شود...

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 13:45 ] [ زینب ]

[ ]

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام 
باز به دنبال پریشانی‌ام 

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست 
در پی ویران شدنی آنی‌ام 

 

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 13:41 ] [ زینب ]

[ ]

axmor93 (7)

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 13:39 ] [ زینب ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،